تبليغاتX
منتظران موعود - م. طاهر

پيوندها


لبیک یا سید علی خامنه ای

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه "مسئولان از امنیت و توطئه کشور در کار انتخابات غافل نشوند"، تصریح کردند: "کسانی که در این انتخابات رأی نمی‌آورند حتماً مراقب باشند که کلاهی که بر سر رای نیاوردگان انتخابات ۸۸ رفت بر سر آنها نرود."

مقام معظم رهبری در بخشی از خطبه‌های نماز جمعه تهران با تأکید بر اینکه "انتخابات مصونیت بخش انقلاب است" خاطرنشان کرد: هرچه حضور در انتخابات بیشتر و پای صندوق‌های رای شلوغ‌تر باشد، اعتبار کشور بالا خواهد رفت و مصونیت کشور بالا می رود. به گزارش فارس، ایشان با تأکید بر لزوم تشکیل "مجلس صالح و سالم و قوی" با شرکت پرشور مردم، و با بیان اینکه اینچنین مجلسی می‌تواند بر همه دستگاه‌های کشور اثر بگذارد، افزودند: دشمن ۲-۳ ماه است که با بوغ‌های تبلیغاتی اش میخواهد مردم را ناامید و مایوس کند تا در انتخابات شرکت نکنند و بعضی در داخل کشور بدون اینکه بفهمند با آنها همراهی می‌کنند؛ دشمنان بیرونی مغرض‌اند و برخی داخلی‌ها غافل.

مقام معظم رهبری همچنین با تأکید بر اینکه آنچه در انتخابات لازم است "رقابت سالم و بدون تهمت زنی و بدگویی است"  خاطرنشان کردند: فضای انتخابات باید سالم باشد. مردم اگر  خودشان نامزدهای انتخاباتی را می‌شناسند طبق تشخیص خود حتما عمل کنند و اگر نمی شناسند از افراد بصیر استفاده کنند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه محریان در اجرای درست انتخابات باید دقت کامل را به کار ببرند، افزودند: در این سی و دو سه انتخابات که از اول انقلاب داشتیم خوشبختانه همه ی اینها سالم بوده؛ البته در همه آنها کسانی معترض بوده اند اما هیچکدام از انتخابات‌ها ناسالم نبوده و بعد از این هم باید همینگونه باشد.

ایشان با ذکر ۳ نکته مهم درباره صلاحیت کاندیداهای انتخابات خاطرنشان کردند: نکته اول اینکه شورای نگهبان از لحاظ قانونی موظف است صلاحیت ها را احراز کند. و برسد به اینکه صلاحیت وجود دارد، اما توصیه همیشگی اینطور بوده که سطح صلاحیت‌ها را آنقدر بالا نبرند که تعداد کمی باقی بمانند. نکته دوم اینکه بعضی‌ها به این نظارت‌های شورای نگهبان معترضند و ممکن است اعتراضشان به جا هم باشد، منتهی باید توجه کنیم که وقتی یک مقام مسئول قانونی مورد اعتماد تصمیمی گرفت تسلیم باشیم و تبعیت کنیم.

مقام معظم رهبری نکته سوم درباره صلاحیت کاندیداها را اینگونه عنوان کردند که "اعلام میکنم همه بدانند آنها که رد صلاحیت می شوند لزوما آدم های بی‌صلاحیتی نیستند. بلکه فقط در انتخابات نمیتواند به عنوان نامزد شرکت کنند اما ممکن است مقامی که او را ردصلاحیت کرده اشتباه کرده باشه و یا ممکن است صلاحیت‌های فراوان دیگری در زمینه‌های دیگر داشته باشد. لذا نباید اینگونه فکر کنیم که از هستی ساقط شده"

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با تأکید بر اینکه "مسئولان از امنیت و توطئه کشور در کار انتخابات غافل نشوند"، تصریح کردند: "کسانی که در این انتخابات رأی نمی‌آورند حتماً مراقب باشند که کلاهی که بر سر رای نیاوردگان انتخابات ۸۸ رفت بر سر آنها نرود."

ایشان همچنین به همه نامزدها و هوادارانشان توصیه کردند که خود را مسئول امنیت انتخابات بدانند و در برابر توطئه دشمن هوشیار باشند و همچنین در تبلیغات انتخاباتی القای فضای اختلاف و ناامیدی نشود. 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 11:20 توسط م.ط |
ارکان زندگی

    در زندگي سه چيز وقتي از دست‌بروند ديگر هرگز باز نمي‌گردند: وقت‌، واژه‌ها و فرصت‌ها. ـ در زنـدگـي‌ سـه چيز را نـبايـد هـرگـز از دسـت داد: آرامش‌، اميـد و صداقت‌. ـ در زندگي‌سه چيز بسيار ارزشمند هستند: عشق‌، عزت نفس و دوستان‌. ـ در زنـدگـي‌ سـه چيز هرگز قابل اطمينان نيستند: روياها، موفقيت و آينده‌. ـ در زنـدگي سـه چـيز نابودكننده هستند: شهوت‌، غرور و خشم‌.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 10:23 توسط م.ط |
راه‌هاي جلوگيري از تسلط شيطان

 شرح حديثي از حضرت امام جعفرصادق عليه‌السلام توسط حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي در ابتداي جلسه درس خارج فقه  بيست و ششم دي‌ماه 89 (يازدهم صفر 1432).

«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرِينٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْكَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه»
شافي، صفحه‌ى 652

فى الفقيه، عن الصّادق (عليه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق عليه‌السّلام فرمودند]: «من لم يكن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوّه من عنقه». اولين چيزى كه موجب ميشود كه انسان بتواند در مقابل دشمنش - كه مراد، شيطان است - ايستادگى كند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [اين است كه:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذكر بيدار، انسان را نصيحت ميكند، موعظه ميكند. يكى از بهترين وسائلِ اينكه انسان قلب را وادار كند به موعظه‌ى خود و فعال كند در موعظه‌ى خود، همين دعاهاست، دعاهاى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه و ساير دعاها - و سحرخيزى؛ اينها دل انسان را به عنوان يك ناصح براى انسان قرار ميدهد. اول اين است: «واعظ من قلبه».
[دوم اينكه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود يك زجركننده‌اى، منع‌كننده‌اى، هشداردهنده‌اى داشته باشد. اگر اين دو تا نبود، «و لم يكن له قرين مرشد»، يك دوستى، همراهى كه او را ارشاد كند، به او كمك كند، راهنمائى كند، اين را هم نداشته باشد - كه اين، سومى است - كه اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدايت كند و مهار نفسِ خودش را در دست بگيرد، [بايد] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همينى كه فرمودند: «من يذكّركم اللَّه رؤيته»، كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد؛ اگر اين هم نبود، «استمكن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطيع كرده است؛ دشمنِ خود را مسلط كرده است بر خود و بر گردن خود، كه سوار بشود. كه [منظور از] دشمن، همان شيطان است. اينها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصيحت كند. بهترين نصحيت كننده‌ى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نميشود. هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را.


+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 10:0 توسط م.ط |
کلید طلایی

کلید طلایی

صداقت و راستگویی کلید طلایی گنج مقصود است که در دارالملک ایمان نهفته است و کسی بی آن، نه ره به سوی سرای ایمان می برد و نه به گنج پربهای دیانت و شریعت دست می یابد. پیشوای راستان، از راستی به عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد می کند و می فرماید:

اَلصِّدْقُ عِمادُ الاِسْلامِ وَ دَعامَةُ الایمانِ .(9)

چنان که خیمه بی عمود و سقف بی ستون فروریخته و غیرقابل استفاده است، انسانِ بی بهره از صداقت در دارالامن ایمان و در پناهگاه اسلام جایی و قراری ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون است، و از نظر حیات دینی و روح ایمانی، مرده ای بیش نیست؛ چراکه ایمان تهی از صداقت، و اسلام منهای راستی در کلام امام علی(ع) بسان پیکر بی سر(10) است.

اَلْصِدْقُ نِجاةٌ وَ کَرَامَةٌ.(11)

صداقت؛ راز عظمت علی(ع)

امام صادق(ع) به عبداللّه بن ابی یعفور فرمود:

... نظر کن به جهتی که علی(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) از آن موقعیت ویژه و جایگاه عظیم برخوردار گردید و به آن جهت پای بند باش! پس تحقیقا علی(ع) به سبب راستگویی و امانت داری نزد پیامبر(ص) به آن مقام والا دست یافت.(12)

... وَ اِنَ اللّهَ اَعْطَی مُوسَی الْعَصَاءَ، وَ اِبْرَاهِیمَ بَرْدَ النّارِ، وَ عِیسَی اَلْکَلَمَاتِ یُحیِی بِهَا الْمَوتَی وَ اَعْطانَی هَذَا عَلیّا وَلِکُلّ نَبیٍّ آیةٌ وَهَذَا آیَةُ رَبِّی... .(13)

گستره و ابعاد صدق

برای پیمودن طریقه صداقت و دست یابی به این گوهر گران قدر، شناخت ابعاد و گستره آن ضروری است. در کتب اخلاقی برای صدق، اقسام و مراتبی بیان شده است که در این مختصر به پاره ای از آن ها می پردازیم.

الف) صدق در گفتار

راست گفتاری و سخن خلاف واقع به زبان نیاوردن، شناخته شده ترین قِسمِ صدق و نخستین مرتبه آن است. اگر آنچه را که آدمی به زبان می آورد با واقع هماهنگ باشد، کلید گنج سعادت را در اختیار خواهد داشت. در روایتی از پیامبر اسلام(ص) می خوانیم:

مردی به محضر رسول اللّه(ص) شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! خصلتی را که تأمین کننده خیر دنیا و آخرت است به من تعلیم نما! پیامبر فرمود: دروغ نگو.(14)

عاقبَةُ الصدق نجاةٌ و سلامة.(15)

عظمت و شکوهمندی آدمی نیز در سایه راستگویی به دست می آید:

مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ(16).

هم چنین فرمود:

مَنْ صَدَقَ مَقالُهُ زادَ جَلالُهُ(17).

تأمّل در این گونه روایات، مسلمانِ معتقد و پای بند را به کاوش در گفته ها، نوشته ها و هرآنچه را که در مقام تخاطب به دیگران القا می کند، وامی دارد؛ خواه طرف گفت وگو و خطاب او انسان باشند و خواه در مقام عبادت و تخاطب با خداوند قرار گرفته باشد. بر این اساس است که دین باوران هوشمند و مؤمنان ژرف نگر در واژه ها و جمله هایی که به گاه نماز و نیایش با خدا به زبان می آورند و یا به هنگام توسّل و ابراز ارادت به چهره های قدسی دین زمزمه می کنند، نیک می نگرند تا مبادا سخنی ناراست و ادّعایی کذب در پیشگاه حقیقت ربوبی و در محضر مظاهر حق و پیشوایان الهی به زبان آورده باشند.

ب) صدق در کردار

گاهی سخنی را که انسان به زبان می آورد راست و مطابق با واقع است، امّا عمل و رفتار او برخلاف آن است؛ یعنی عملی که از او صادر می شود، غیر از سخنی است که به زبان می آورد. چنین شخصی از صدق در کردار برخوردار نیست. قرآن کریم کسانی را که میان رفتار و گفتار آن ها هماهنگی نیست، سخت نکوهش کرده و این کار آنان را موجب خشم و نفرت الهی شمرده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتا عِنْدَ اللّه ِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ.

ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید. نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نکنید.(18)

اَیُّهَا النّاس، اِنّی واللّهِ ما اَحُثُّکُم عَلی طاعَةِ الاّ وَأسْبِقَکُمْ اِلَیْهَا، ولاَ أنْهَا کُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ اِلاّ وَأتَنَاهی قَبْلَکُمْ عَنْهَا.

ای مردم! به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم، مگر این که پیش از شما خود به آن عمل می کنم؛ و شما را از معصیتی نهی نمی کنم، مگر این که خودم پیش از شما از آن دوری می نمایم.(19)

کُونُوا دُعَاةً للنّاسِ بِالخَیرِ بَغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ، لِیَرَوُا مِنْکُمْ اَلاِجْتِهادَ والصِّدقَ والوَرَعَ.(20)

ج) صدق در پندار

انگیزه و اندیشه برای اعمال انسان بسان جان است برای تن. اساس کار را نیّت و فکر آدمی می سازد و اعمال و رفتار انسان در حقیقت برآمده از نیت اوست:(21)

(22)

نه تنها میزان ارزشمندی و گران قدری عمل انسان به اندیشه و فکری بستگی دارد که او را به حرکت و اقدام وامی دارد، بلکه قیمت و ارزش انسان به میزان اندیشه و نیتی است که در سر دارد و برای دست یابی به آن می کوشد:

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ عَمَلِهِ عَلَی قَدْرِ نِیَّتِهِ.

ارزش آدمی به اندازه همّت اوست و عملش به مقدار نیتش.(23)

خداوند در روز قیامت مردم را برابر نیّاتشان محشور می گرداند.(24)

خداوند به ظواهر و اعمال شما نگاه نمی کند؛ آنچه مورد توجّه حضرت حق تعالی قرار می گیرد درون دل های شماست.(25)

کَمَا لایَقُومُ الجَسَدُ اِلاّ بِالنَّفْسِ الْحَیَّةِ کَذلِکَ لایَقُومُ الدِّینُ اِلاّ بِالنِّیَةِ الصَّادِقَةِ وَ لاتَثبتُ النِّیَةُ الصَّادِقَة اِلاّ بِالعَقلِ؛(26)

حتی اقدامات ارزشی و پرارجی همچون هجرت، جهاد، شهادت و... تنها در صورتی پذیرفته است که با نیّت و انگیزه الهی به انجام برسد. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) می خوانیم:

اِنَّمَا الاَْعْمالُ بِالنّیّاتِ وِ اِنَّمَا لِکُلِّ اِمْرَئٍ ما نَوی فَمَنْ کَانَ هِجْرَتُهُ اِلَی اللّهِ وَ رَسوُلِهِ، فَهِجْرَتُهُ اِلَی اللّهِ وَ رَسوُلِهِ وَ مَنْ کَانَ هِجْرَتُهُ اِلَی دُنْیا یُصِیبُهَا اَوْ اِمْرَأةٍ یُنْکِحُها، فَهِجْرَتُهُ اِلَی مَا هاجَرَ اِلَیْهِ.(27)

بدین ترتیب هر کار خوب خواه در قالب عبادی ترین اعمال و خواه به صورت چشمگیرترین خدمات اجتماعی در صورتی که از انگیزه الهی و قصد قربت تهی باشد فاقد ارزش و برباد رفته و پوسته ای بی مغز است. متقابلاً عمل آدمی هرچند اندک و هراندازه کوچک باشد آنگاه که از سر صدق و اخلاق و با انگیزه خدایی انجام گیرد در پرتو ماندگاری و شکوهمندی انگیزه و هدفش، ماندگار و ارزشمند می گردد.

+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1390ساعت 9:53 توسط م.ط |
زندگی یک داستان پند آموز است پس درست بیاموزیم

امید

شخصی را به جهنم می بردند . در راه برمی گشت و به عقب خیره می شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد ... او امید به بخشش داشت.

عشق

امیری به شاهزاده گفت: من عاشق توام. شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که پشت سر تو ایستاده است. امیر برگشت و دید هیچکس نیست . شاهزاده گفت: عاشق نیستی !!!! عاشق به غیر نظر نمی کند

زیبایی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد : اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم  هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز را برات می خرم ٬ دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست وپا یا صورت ۱۰۰ نفر زخم بشه تا ... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه ... خدا نکنه ... اصلا کفش نمی خوام  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 12:2 توسط م.ط |
ولادت حضرت زینب (س)

 

ولادت حضرت زینب سلام الله علیها - سفینه نجات بر تمامی مسلمان جهان مبارک.

نام نهادن زینب(س)

چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفر بودند. فاطمه زهراء(س) به امیر مؤمنان(ع) عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی(ع) فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر می کنیم تا رسول خدا(ص) از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا(ص) از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آن ها با خدا است و من منتظر دستور الهی می مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

کمالات حضرت زینب

زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا می مانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، هم سانِ امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهدا.

+ نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 8:37 توسط م.ط |
عید نوروز مبارک

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 9:15 توسط م.ط |
نقش و نقاش

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ...
با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد


گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ...
تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد

گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ...
عکس يک خنجرزپشت سر پي مولا کشيد

گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ...
راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد

گفتمش تصويري از ليلي ومجنون رابکش ...
عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد

گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ...
در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد

گفتمش از غربت ومظلومي ومحنت بکش ...
فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد

گفتمش سختي ودرد وآه گشته حاصلم ...
گريه کردآهي کشيد وزينب کبري کشيد

گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ...
عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد


گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين
گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 13:51 توسط م.ط |
السلام علیک یا ابا عبدا... الحسین (ع)

ایام محرم و سوگورای سالار شهیدان حسین بن علی ( ع ) را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم . التماس دعا داریم.

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست.

این چه شمعی است که جان ها همه پیمانه ی اوست.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 12:1 توسط م.ط |
گام در مسیر هدایت

فراگیری علم و دانش و شناخت راه هدایت، نخستین مرحله برای انسان، در راه رسیدن به کمال است؛ پس از آن، به کارگیری دستورات الهی در زندگی و دوری از غفلت زدگی و پرهیز از آرزوهای دروغین و استقامت در مسیر هدایت و فاصله نگرفتن از آن، بزرگ ترین عامل برای دستیابی انسان به سعادت و کمال است، امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فراگیرد، و چون هدایت شود، بپذیرد. دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد، مراقب خویش در برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نیکو انجام دهد، ذخیره ای برای آخرت فراهم اورد، با خواسته های دل، مبارزه کند، آرزوهای دروغین را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد و تقوا را زاد و توشه روز مردن گرداند، در راه روشن هدایت قدم بگذارد و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد، چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد، پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد و از اعمال نیکو، توشه آخرت برگیرد».

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 9:30 توسط م.ط |
درباره وبلاگ

قطره ای از دریای بیکران خداوند لایتناهیم اسمم م.ط است. مهندس کشاورزیم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی می باشم از سن 15 سالگی اوقات فراغتم را مشغول فعالیتهای ورزشی بودم که منجمله از آنها رشته های تکواندو، هندبال، فوتبال و ... را می توان نام برد و هم مربی و هم داور رسمی در بعضی از رشته ها می باشم .